می 31, 2008 در ساعت 7:40 ق.ظ (شخصی)
نمی دونم بگم متأسفانه یا … یا بدبختانه یا وای به حالمانه! وقتی آمار وبلاگ رو نگاه می کنم بیشترین جستجو در مورد یک مطلب هست که به میمنت و مبارکیِ پایان مجموعه ی یانگومی در کاخ ، نوشته بودم. هنوز که هنوزه ملت میرن سرچ می کنن “یانگوم” یا “yangom” . بابا بسه دیگه به خدا تموم شد رفت. واقعا که بعضی ها چقدر ندیده ان!تقریبا هر روز یه دونه جستجو رو برای یانگوم دارم.
در کل 1204 بار این مطلب دیده شده.
—————————————————————————————————
اضافات:
1-این پست هم با کلید واژه ی یانگوم باشه تا هم اونا برن سر کار ،هم من دلم خوش باشه که آمار وبلاگم زیاده!
2-خاک بر سرمون شد. . . می گین نه؟! پیوندی که تو نظرات هست رو نگاه کنید!
9 دیدگاه
می 26, 2008 در ساعت 1:07 ب.ظ (شخصی, فرهنگی-اجتماعی)
2 دیدگاه
می 15, 2008 در ساعت 5:04 ق.ظ (شخصی)
از صبح تا ظهر تو ستاد تدفين شهدا دنبال كارا بودیم. ظهر تا ساعت 3و 4 رفتم براي برگزاري انتخابات انجمن اسلامي به دوستان کمک کنم .غروب كه شد خودمو براي برنامه ي هيئت فاطميون آماده كردم.جشن بود و من هم مجري جشن بودم. بعد از مراسم جشن دوباره رفتيم سراغ كاراي ستاد تدفين شهداي گمنام دانشگاه.
دوستان گفتن چند گانگي شخصيتي داري؟! كمي فكر كردم … ديدم حق دارن بنده خداها!
————————————————————————————————-
اضافات:
همه جا هستم … هیچ جا نیستم!
تف تو ریا…
2 دیدگاه
می 7, 2008 در ساعت 12:51 ب.ظ (شخصی)
چو رسی به طور سینا ،ارنی نگو و بگذر
که نیرزد این تمنا ،به جواب لن ترانی
***
چورسی به طورسینا ،ارنی بگو و بگذر
تو جواب دوست بشنو، چه تری چه لن ترانی
***
ارنی بگوید آن کس، که تو را ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه جواب لن ترانی
حضرت موسی (ع) خیلی دلش می خواسته خدا رو ببینه اما …
ف.عبّاسی
2 دیدگاه
می 7, 2008 در ساعت 12:29 ب.ظ (شخصی)
صبح ساعت 9 ، 9:30 بود ، از خونه راه افتادیم دوتایی برای دیدن نمایشگاه کتاب. دنبال 2 ،3 تا کتاب هم بودیم که دوستان و آشنایان سفارش فرموده بودند.
تاکسی سوار شدیم و رفتیم تا ایستگاه شهید مفتح. از اون جا هم پیاده تا نمایشگاه.فکر کنم یه 700 -800 متری بود.نمایشگاه از همون دم در مصلا شروع شد.من فکر می کردم ، باید بریم تو ، بعدش تازه می رسیم به نمایشگاه ولی دیدم نه من اشتباه فکر می کردم. از همون دم در شروع شد نمایشگاه.
البته منظورم نمایشگاه کتاب نیستا! نمایشگاه مدل های لباس دخترانه و پسرانه ، اونم با آخرین متد های روز ،شایدم زور.
مدل لباس مهمونی زنونه! انواع مدل موی پسرانه. انواع مدل موی دخ… لااله الاالله! انواع مدل های رنگ مو ،مش ، فر، سیخ سیخی ،تاج خروسی ، کوفتی ،زهر ماری و …
بابا گیر الکی ندین که چرا نگاه کردی! ما که دوتایی هیچ کدوممون تو نخ این چیزا نبودیم ، خودش ، خود به خود دیده می شد.تازه اونم یه نظر. یه نظر هم که همه می دونن دیگه … حلاله!
بالا رو نگاه کنی ، از این چیزاست ،سرو بندازی پائین و بچه ی خوبی باشی ، شلوارای آب رفته و کفشای کف رفته و این جدیدا چیه؟ خل خل ؟!خلخال؟! تو همین مایه ها .نمیذارن زندگی مونو کنیم که. همش تجاوز .همش پایمال کردن حقوق. بابا ما هم آدمیما.
آدمیم؟! خوب حالا،حداقل دوست داریم باشیم!
البته آدمای درست و حسابی هم بودنا.زیاد.
بگذریم.بعدشم رفتیم تو ، یه خانومه با یه آقاهه ، هی پشت بلندگو داد میزدن : درس بخوانید جایزه بگیرید…پیک گل واژه…پر تکرار ترین سوالات امتحانی را از ما بخواهید … تست زدن در 0.5 ثانیه با روشهای کاظم خطر …
بی انصاف یه جا هم که نبود ، طوری بلنگو ها رو چیده بودن که صداش تمام نقاط مصلا رو پوشش می داد.
موخمونو خوردن.
نتیجشم این شد که یک کتاب هل هلی خریدیمو فرار کردیم. بیوتن.(bi vatan)
ولی دوست خوب به این درد میخوره که وقتی فرار می کنی ، می برتت جاهای خوب. این رفیق ما هم باعث شد ما توفیق اجباری (البته خیلی هم اجباری نبود)نصیبمون بشه و بریم با مترو زیارت امام حسین (ع).
من زار عبدالعظیم الحسنی بالری ،کمن زار …
—————————————————————————————————
اضافات:
اگه کسی عربیشو کامل بلته ،تو نظرات بنویسه!
۱ دیدگاه
می 2, 2008 در ساعت 6:37 ب.ظ (شخصی)
گفت :
همیشه می گفتیم آن مرد در باران آمد .
ولی حالا فهمیدیم که تا آن مرد نیاید ، باران هم نمی آید
گفتم:
باران زیاد آمد در شهر ما ، ولی ، باران اسیدی بود. چیزی را پاک نکرد … که بیشتر آلود.
این جا هم ، در روستا ، زیر درخت گردو ، وزش باد خنک و صدای آب روان ، به ظاهر همه چیز هست …
ولی امروز جمعه است.
تو نیستی ! تو کمی !…
گفت :
او منتظر است تا که ما برگردیم
مائیم که در غیبت کبری ماندیم
گفتم :
…
نه دیگر چیزی نگفتم. دیگر نباید چیزی می گفتم . چه فایده ای دارد هی بگوید و بگویم ؟
…
جمعه گذشت … نیامدی عزیز زهرا!
————————————————————————————–
اضافات:
من را ببخش که هر گاه دلتنگ می شوم ، به یادت می افتم. تو شایسته ی آنی که در بهترین لحظات و شادترین اوقات یادت در دل زنده باشد.
2 دیدگاه