اول : رهبر : به نام عدالتطلبي حركتي غيرمنصفانه انجام نگيرد.
دوم : اظهارات فاطمه رجبي عليه «رحيممشايي»
سوم : امروز تجمعی در اعتراض به گفته های اخیر مشایی مبنی بر این که ملت اسرائیل دوست ما هسنتد ، در مقابل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد. نماینده های برخی از تشکل های دانشجویی در این تجمع صحبت کردند. لب کلام دانشجویان این بود که مشایی باید از گفته هایش اظهار پشیمانی کند و استعفا دهد. البته افراد مختلف این مسئله را با شدت و ضعف دنبال می کردند ، تا جایی که برخی محاکمه ی قضایی او و عذر خواهی رئیس جمهور را نیز خواستار شدند. اما گذشته از این موارد عادی و معمول ، چند نکته توجه را جلب می کرد.
اول این که در اثنای سخنرانی ها برخی حملات خود را بیشتر به سمت احمدی نژاد هدف رفته بودند تا مشایی ، و گویی زمانی برای عقده گشایی یافته بودند. از عجیب ترین اظهار نظر ها ، صحبت های خانوم رجایی فرد ، رئیس ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام ، بود.از ابتدا که روی صحبتش با احمدی نژاد بود! و نه مشایی. خطاب به دکتر می گفت اگر شما در زمان خود نخبه بودی من هم بودم! اگر شما رتبه ی کنکورت 132 (فکر کنم ، حدودا) شده من هم همون سال رتبه ام 32(بازم شاید) شده. حالا شما “تصادفا” رئیس جمهور شدی !!! و … . در جای دیگر می گفت سه سال است علما ناراحت و هستند و مورد بی مهری قرار گرفته اند و مصیبت کشیده اند … !!! و الاخ
ما هم متعجب مانده بودیم که خواهر من ، بهتر بگویم ، مادر من! چه ربطی دارد؟ از کجا این ها را می گویی؟ آن هم پشت این تریبون؟ اصلا ما برای چیز دیگری آمده بودیم و شما داری هر چه می خواهی می گویی ! از توکلی دفاع می کنی چرا؟ می گفت سنگ ها را بسته اند و سگ ها را باز کرده اند! کم کم طوری عنوان نمودند که گویی شخص رئیس جمهور در صدد به رسمیت شناختن اسرائیل و رابطه با آمریکاست. غافل از این که همین رئیس جمهور دولتش را مورد اصابت سنگین ترین حملات و فشارهای داخلی و خارجی قرار داد و حاضر نشد در مورد مسئله ی هولوکاست اندکی سازش کند و از موضع خود پائین بیاید.
اما دوم مورد. دوم این که تعداد افراد شرکت کننده در تجمع بسیار کم بود و من حداقل انتظار داشتم برای چنین موضوع مهمی که حتی بحث آن به صحن علنی مجلس هم کشیده شده و طومار (گویی)217 امضایی نوشته اند، تعداد بیشتری از دانشجویان در این برنامه شرکت داشته باشند. علاوه بر این که افراد حاضر هم اغلب از شهرستان ها بودند و این مسئله در نماز مشخص شد.
دلیل این مسئله هم شاید این باشد که طیف خاصی از دانشجویان برگزار کننده ی این برنامه بودند. البته کم بود زمان و عدم هماهنگی های لازم هم تاثیر گذار بود.
تصاویر هم در ادامه ی مطلب از جزئیات بهتر می گویند…

















محمد گفت،
آگوست 15, 2008 روی 1:57 ق.ظ
دوست عزیز مشایی همان رییس جمهور است کسی که رییس جمهور شما اینقدر از کارهاش دفاع می کنه و پدر عروس! مگه میشه چنین کسی بدون هماهنگی حرفی بزند؟ اینها احتمالاً همان کفن پوشان باشند؟ شاید هم نه!
واقعا اگر شخصی در کابینه خاتمی این حرف ها رو زده بود چه می شد؟ افرادی مثل همین رییس جمهور شما چه کارهایی که نمی کردند اول که طرف نابود میشد بعداسم خاتمی به عنوان مفسد اقتصادی …! و دنبالش
راستی وقتی رییس جمهور شما هوشنگ خان …
وقتی رییس جمهور شما اینقدر التماس می کنه به امریکا که مزاکره کنیم و جوابی نمی شنود…
این است که دو رویی و کاربرد پوپولیسم رو در جامعه خواهیم دید!
مشکلی نیست ما صبر می کنیم تا اون روز روزی که رییس جمهور شما و ما توسط یک قاضی محاکمه می شوند!
اسماعیل:
ابتدا این که بله، می شود و بارها شده کسانی بدون اطلاع رئیس جمهور حرف هایی بزنند ، نمونش همین مشایی ، که بدون هیچ دلیلی و فقط از روی بی تدبیری این معضل رو برای دولت بوجود آورد و این هزینه ی سنگین رو رو دست دولت گذاشت.
دوم: روابط فامیلی به من ارتباطی نداره.
سوم:رئیس جمهور من و تو هیچ وقت و در هیچ جا به آمریکا التماس نکرده. یادتون رفته آقای خاتمی رفته بود سازمان ملل برای دوستان گفتگوی تمدن هاش از گل و بلبل می گفت و شاهنامه می خوند ، انصافا با صحبت های احمدی نژاد مقایسه کن و ببین کدوم از موضع قدرت بود و کدوم التماس!
چهارم: قبول دارم اگر این فرد در دولت خاتمی همچین حرفی رو زده بود تا حالا هیچ اتفاقی که براش نیفتاده بود، حداقل یک کتک درست و حسابی خورده بود. ولی مشایی با بی عقلی از موضعش پائین نمیاد و می خواد ماست مالی کنه.
صحبت های احمد خاتمی هم که تو نماز جمعه تکلیف رو معلوم کرد دیکه!!
Global Voices Online » Iran: “Go Live in your Lovely Israel, Mr. Vice President” گفت،
آگوست 15, 2008 روی 9:42 ب.ظ
[...] Photos from Esmail News. [...]
محمدصالح گفت،
آگوست 16, 2008 روی 4:30 ق.ظ
یک. رتبه خانم رجاییفر در کنکور فکر کنم گفت که 9 بوده است.
دو. شهرستانی بودن افراد حاضر در تجمع به این دلیل بوده است که همگی از اعضای جنبش عدالتخواه بودند که برای شرکت در نشست سالیانه در کرج به سر میبردند.
سه. از خاتمی انتظار نمیرفت که تا روز آخر پایبند به اندیشههای امام پایبند بماند چون با شعارهای توسعه سیاسی و جامعهی مدنی هم آمده بود. اما من به احمدینژاد رأی دادم، چون از آرمانهای انقلاب اسلامی میگفت. پس اگر او خطا کند، اگر از این شعارها عدول کند، خیانت کرده است به من و امثال من! او باید بیش از دیگران پاسخگو باشد.
چهار. من انتظارم از رئیس جمهور این است که وقتی تمام ملت دارند علیه مشائی سخن میگویند، کمی به خود بیاید و لااقل در جهت اصلاح بکوشد. نه آنکه در سفرش به ترکیه، او را همیشه دست راست خود بنشاند. (وزیر امور خارجه را هم با فاصله دورتر بنشاند!) من نمیفهمم چرا احمدینژاد اینقدر به افکار عمومی و اندیشههای اصولگرایی بیتوجه است. او باید پاسخ دهد!
hossein گفت،
آگوست 17, 2008 روی 2:40 ب.ظ
فقط میتونم بگم برای رییس جمهور متاسفم. آیا واقعا با این همه گند زدن این آقا!!! بازهم باید در سفر ترکیه این مرتیکه رو سمت راست احمدی نژاد ببینیم؟!
E a do papagaio? « CARTEIRO SEM POETA گفت،
آگوست 21, 2008 روی 6:56 ق.ظ
[...] declaração quase custou a cabeça de Mashai. Pediram a renúncia dele. Protestaram: “Vá viver na sua amada Israel” (o blog é redigido em persa, mas você pode ver as [...]
Global Voices in Italiano » Iran: “Caro Vicepresidente, vattene pure nel tuo adorato Israele” گفت،
آگوست 22, 2008 روی 11:18 ق.ظ
[...] Immagini tratte da Esmail News [...]
جسد زنده گفت،
آگوست 25, 2008 روی 11:04 ق.ظ
بابا خارجی! لینکا رو ببین!
H.HAML گفت،
سپتامبر 20, 2008 روی 9:45 ب.ظ
مطلب زیر را در سایت
http://theotheramerica.net/
خواندم
یاداشتی بر نامه دویست نماینده مجلس به رئیس جمهور
سخنان معاون محترم رئیس جمهور در خصوص دوستی با مردم آمریکا و اسرائیل موجب واکنش شخصیتها و محافل سیاسی گردید. رئیس مجلس در جمع سفرای خارجی اظهار داشت “ما با مردم اسرائيل دوست نيستيم و ايران براي خود منطق مشخصي دارد كه همان چيزي است كه مقام معظم رهبري بيان فرمودند. ”
متعاقب آن دویست تن از نمایندگان محترم مجلس طی بیانیه ای اعلام کردند که ” كساني كه آنها را مردم اسرائيل مي نامد همان اشغالگران خانه هاي ميليون ها فلسطيني مظلوم و آواره هستند و همان كساني هستند كه بدنه ارتش رژيم صهيونيستي را تشكيل مي دهند و همان كساني هستند كه يازده هزار زن و مرد و كودك فلسطيني را در سياه چال ها شكنجه مي نمايند و همان كساني هستند كه رژيم غاصب نامشروع صهيونيستي را به وجود آورده اند.”
این ارزیابی حق مطلب را ادا نمیکند.
درآستانه حمله اسرائیل به لبنان، در 24 ژوئیه 2006 هزاران جوان اسرائیلی در میدان رابین در شهر تل آویو دست به تجمع زدند و به این حمله اعتراض کردند. شعار این تظاهرات این بود “نه کشتن، نه مردن، بخاطر صهیونیسم” و “”نه کشتن، نه مردن، در خدمت آمریکا.” ویژه گی بارز این تظاهرات در مقایسه با قبل، شرکت وسیع سازمانهای مردمی عرب ازجمله “حداش” و “بلد” در کنار جوانان اسرائیلی بود.
مردخای وانونو این رادمرد اسرائیلی، به جرم افشای برنامۀ تسلیحات اتمی اسرائیل به خیانت محکوم شد و 18 سال در زندان بسر برد که 11 سال آن انفرادی بود. او به هنگام خروج از زندان در تاریخ 19 آوریل 2004 اظهار داشت: “من نه خائن هستم نه جاسوس. فقط میخواستم دنیا بداند چه میگذرد.” وانونو در مورد دولت اسرائیل میگوید : “نیازی به دولت یهودی نداریم. احتیاج به یک دولت فلسطینی است.”
این هزاران بعلاوه یک، دوستان ما هستند.
مردم انقلابی ویتنام آخرالامر بهترین یاران خود را در میان همان سربازانی یافتند که علیه شان میجنگیدند. پیوستن خیل عظیم این سربازان به طغیان مردم آمریکا علیه جنگ بود که به پایان یافتن جنگ ویتنام منجر شد. سرباز آمریکایی از فرمان مافوق سر پیچی کرد، جوان آمریکایی به جبهه نرفت و جبهه رفته مدال شجاعت خود را سوزاند.
در آن زمان ملت بزرگ آمریکا درخشید.
سی سال مبارزه مردم ویتنام آن دستاورد را به ارمغان آورد. این بار قرعه به نام مردم قهرمان عراق اصابت کرد که با مقاومت جانانۀ خود مانع فاجعه ای شدند که همه بشریت را تهدید کرد. واقعه 11 سپتامبر 2001 موقعیتی را بوجود آورد که ظرف کمتر از یک ماه به افغانستان حمله ور شدند. تهاجم به منطقه با جنگهای صلیبی مقایسه شد. دکترین جنگ پیشگیرانه تجویز گردید. محور شیطانی ایران-عراق-کره شمالی اعلام شد و در تاریخ 9 ژوئن 2002، چند ماه پس از اشغال افغانستان، رئیس جمهور آمریکا در جمع افسران دانشگاه نظامی وست پوینت، از آنان خواست تا “برای حمله به گوشه های تاریک جهان” آماده گردند. در ماه مارس 2003 به عراق حمله شد. ارتش مهاجم بسرعت کشور را اشغال و حکومت را سرنگون کرد. مقاومت چندانی صورت نگرفت. تا جائیکه رئیس جمهور آمریکا دوماه بعد و اینبار بر عرشۀ ناو هواپیمابر یو اس اس ابراهام لینکلن، پایان درگیریها و پیروزی آمریکا در جنگ را اعلام کرد.
جهان بکام نظامیگری کاخ سفید میگشت.
با آنکه تمام نیروهای مسلح عراق تجزیه و متلاشی شد اما نیروهای نظامی سازمان مجاهدین خلق “تحت الحمایه”، مسلح و آماده حفظ شدند. در ایران موج تشنج کشور را فرا گرفت. تظاهرات تحریک آمیز خیابانی نیمه شبها برگزار شد. اتوبوس ها به آتش کشیده شدند. درگیری جناحی بالا گرفت. اینجا بود که حضور میلیونی مردم چون آب بر این آتش عمل کرد و اعتماد بنفس انقلاب بازگشت. با این همه، تنشها و درگیری در دالان های حکومتی ادامه یافت تا جائیکه در اول فوریه 2004، 123 نماینده مجلس استعفا دادند و گروه مقابل را به توسل به “اسلام طالبانی” متهم کردند. در این زمان روزنامۀ نیویورک تایمز مینویسد “موقعیت سیاسی ایران به سرعت به سمت هرج ومرج میرود.”
ادامۀ اشغال عراق به موج مقاومت مردم این کشور منجر شد. زمینه برای شکست نظامیگری واشنگتن فراهم گردید. پس زدن این تهاجم موجب تجدید حیات نیروهای انقلابی در کل منطقه گردید. تلفات ناتو در افغانستان بالا گرفت. یورش 33 روزۀ اسرائیل به لبنان ناکام ماند. چنگال اسرائیل بر غزه سست گردید. در ایران این تجدید حیات در قالب پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات خود را نمایان ساخت.
رایحۀ خوش 22 بهمن بار دیگر فضای کشور را پر کرد.
اکنون زمزمۀ تعیین تاریخ خروج ارتش متجاوز از عراق به گوش میرسد لذا سرنوشت دولت صهیونیستی موضوع بحث تمام محافل سیاسی شده است. از این جهت بحث کنونی سرشتی واقعی دارد و از اهمیت ویژه ای بر خوردار است و بایستی به آن دامن زده شود. اظهارات معاون محترم رئیس جمهور پاسخی به این نیاز بود. اگر اظهارات ایشان اشتباه بود، توضیحات یک نماینده کافی میبود، چرا 200 نفر؟ انقلاب ایران از تحدید آزادی بیان سود نمیبرد. روی سخن با کسانی نیست که از آمال انقلابی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل ادوات کسب ساخته اند، چرا که در جایی که منافع مطرح است، منطق ناتوان است. سخن با کسانی است که بدنبال چگونگی حصول این آمال انقلابی هستند.
استقرار رژیم نژاد پرست اسرائیل مرحمی بر پیکر امت ستم دیدۀ یهود نبود بلکه خنجری در پشت آن بود. محو رژیم صهیونیستی از صفحۀ روزگار موجب صلح در منطقه خواهد بود و لذا یک پیشنهاد صلح است. در این پیشنهاد ذره ای دشمنی علیه هیچ مردمی وجود ندارد. علی الخصوص مردم اسرائیل. چرا که برقراری صلحی پایدار در منطقه بدون شرکت گستردۀ مردم اسرائیل قابل تصور هم نیست. در این راستا جلب حمایت مردم اسرائیل یک وظیفۀ انسانی است. آوای دوستی با مردم آمریکا و اسرائیل پیشبرد همه جانبۀ آرمانهای انقلاب اسلامی را در خود دارد.
سیاست مهرورزی در این شرائط مطلوب، راه به جلو را نشان میدهد.
هادی ادیب مرادی