ای فعالین حقوق بشر ، ای روشنفکران و ای آزادی خواهان ایران در بند! چرا به یکباره همه تان ساکت شدید؟ چرا در سوگ یعقوب مهرنهاد آه و ناله نمی کنید و در غم او بیانیه و اطلاعیه و از این چیزها نمی دهید؟! چرا نام وبلاگتان را که به خاطر او عوض کرده بودید ، یواشکی برگرداندید به حالت اول؟! چرا آخر؟ از او دفاع کنید دیگر. شما که مدعی بودید او فقط به خاطر عقیده و فکرش اعدام شد ، بی گناه ، در راه ایران!!!
شما که جرات اقرار به اشتباهتان را ندارید ، لااقل در خلوت خود از این که از فردی که به وضوح همکار و همفکر جندالشیطان ملعون بود دفاع کردید ، خجالت بکشید و کمی به خود آیید. آقایی که اسم وبلاگت رو هم به خاطر آن بی شرف تغییر دادی و ژست روشنفکری گرفتی ، بله با شمام ، شما هم خجالت بکش. آخر جندالشیطان چیست که دیگر شاخه ی فرهنگی داشته باشد؟!! مورچه چیه که کله پاچش چی باشه؟!
این رو هم که حتما خوندین دیگه:
کوهیار گودرزی: یعقوب مهرنهاد، روزنامهنگار و فعال مدنی سیستان و بلوچستان، صبح دوشنبه چهاردهم مرداد ماه سال ۸۷ به همراه یک تن دیگر در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.
یعقوب مهرنهاد در اردیبهشتماه سال ۸۶ بازداشت و در ۲۲ بهمن ماه همین سال توسط دادگاه انقلاب استان سیستان و بلوچستان به اتهام ارتباط با گروه جندالله به اعدام محکوم شده بود.
از اشکان آذر کیش، عضو انجیاوی مددکاری امید استان در مورد اتهامات آقای مهرنهاد پرسیدم؟ایشان دو دیدار با آقای ریگی داشت و قول داد که شاخهی فرهنگی جندالله را در ایران بین زنان و جوانان راهاندازی کنند. آنچه در پروندهشان مطرح بود این است که فقط برای آنها عضوگیری بکند و روی جذب نیرو کار بکند.
ولی بعد از آن یک دیداری هم با یکی از سران حزب دموکرات بلوچستان داشت که در سوئد زندگی میکند و در شبکههای ماهوارهای هم صحبت میکند. در امارات ایشان را ملاقات کرد و از ایشان پول گرفت. این حزب، جزو حزبهای سه چهار نفره سیاسی است، ولی فاز نظامی ندارد.وقتی ایشان را بازداشت کردند میگفتند که این قضیه خیلی جدی مطرح بود. حتی خود آقای ریگی فیلم دیدارش با مهرنهاد را برای دستگاه اطلاعاتی ایران فرستاده، موقعی که فهمید ایشان با این شخص هم تماس گرفته و فکر کرده که میخواهد ایشان را دور بزند.
حالا این جهتش را من دقیقاً نمیدانم ولی طبق گفتهها، ایشان از آقای بلیده پول گرفته، در پرونده او هم ظاهراً این قضیه آمده. اما ایشان از آقای ریگی پولی نگرفته بود.علی رضا ابرین، فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان نیز اطلاعاتی مشابه آقای آذر کیش در اختیار داشت:
یعقوب مهرنهاد، آدمی بود که میخواست خیلی مطرح بشود. آنجوری که ما از پرونده او اطلاع پیدا کردیم، او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آنها فیلمبرداری کرده و احتمالاً چند وقت دیگر هم، در جواب کسانی که به قولی اعتراض میکنند، از تلویزیون پخش میشود.
آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است،حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای اینکه شاخه فرهنگی جندالله باشند. بعد وسط این قضایا، آقای مهرنهاد تصمیم میگیرد همهی اینها را دور بزند، و یکی از این دو تا یا عبدالمالک، یا بلیده او را لو میدهند.


